الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : جميشد سميعى )
55
كفاية الأصول ( فارسى )
* دليليّت صحت سلب بر اينكه مراد از طلب ، طلب انشائى است را توضيح دهيد ؟ - اگر طلب حقيقى و صفت نفسانيّه را موضوع قرار داده و لفظ ( امر ) را برآن حمل كنيم وجدانا صحت سلب دارد . يعنى : درست است كه بگوئيم : طلب قلبى و باطنى ، امر نيست . - امّا اگر طلب انشائى را موضوع قرار داده و لفظ ( امر ) را برآن حمل كنيم ، سلب امر از آن صحيح نبوده بلكه حمل آن صحيح است . پس : لفظ ( امر ) براى خصوص طلب انشائى وضع شده و نه براى اعمّ و الّا مىبايست بر طلب حقيقى نيز قابل حمل مىبود و حال آنكه اينچنين نمىباشد . * جهت يادآورى بفرمائيد ملاك حمل شايع چيست ؟ اين است كه : موضوع ، يكى از افراد حقيقيه محمول باشد . فى المثل : در قضيهء : زيد انسان ، انسان ، كلّى طبيعى و زيد مصداق خارجى و واقعى آن است . * تنظير اين حمل را در ما نحن فيه بياوريد ؟ الطلب ، طلب ، كه الطلب مصداق خارجى و واقعى مفهوم كلّى طلب است كه مفهوم طلب برآن حمل مىشود . * حاصل و جمعبندى مطلب فوق چيست ؟ اين است كه : اگر ما طلب حقيقى خارجى موجود در نفس را موضوع و مفهوم كلّى طلب را محمول قرار دهيم ، و بگوئيم : الطلب طلب ، يك قضيّهء حمليه با حمل شايع صناعى تحقق مىيابد و اگر طلب انشائى را موضوع و مفهوم كلّى طلب را ( كه طلب مطلق است ) محمول ، قضيّهء حاصله فاقد حمل شايع صناعى مصطلح است . زيرا : طلبى كه به حسب لغت ، معناى ( امر ) است ، طلب انشائى است و نه طلب حقيقى . * مراد از ( بل الطلب الانشائى الذى لا يكون بهذا الحمل طلبا مطلقا ، بل طلبا انشائيا ) چيست ؟ اين است كه : 1 - اگر ما طلب مقيد به انشاء و نه طلب مطلق را ، محمول قرار دهيم و بگوئيم : الطلب الانشاء ، طلب انشائى ، لا طلب مطلقا و بلا قيد . حمل شايع صناعى محقّق مىشود . 1 - فى المثل : صيغهء افعل ، مصداق واقعى طلب انشائى است نه مصداق واقعى مفهوم طلب . 2 - اقيموا الصلاة ، آتوا الزّكاة ، صوموا و . . . از مصاديق واقعيهء طلب انشائى هستند . پس : اقيموا الصلاة و . . . طلب انشائى است . * آيا لازم است كه طلب انشائى به صيغهء افعل انشاء شود ؟